قمر آریان، پژوهشگر و نویسنده ایرانی روز چهارشنبه چشم از جهان فروبست و پیکرش شنبه (۲۶ فروردینماه) تشییع و در قطعه هنرمندان گورستان بهشتزهرا به خاک سپرده شد.
خانم آریان از نخستین فارغالتحصیلان زن از دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، از نخستین استادان دانشگاه زن در ایران و نیز از اعضای شورای عالی علمی دایرهالمعارف بزرگ اسلامی بود.
قمر آریان همچون همتای داستاننویسش، سیمین دانشور که در اسفند ماه سال گذشته دیده از جهان فروبست، از نخستین زنان دانشگاهی تاثیرگذار در حوزه فرهنگ به شمار میرود. آریان تحصیلاتش را در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران در ابتدای دهه بیست شمسی تقریبا همزمان با سیمین دانشور آغاز کرد و چه بسا در برخی از کلاسها نیز با او همکلاس بوده باشد. اما گذشته از این دلیل دیگری زندگی این دو بانوی نویسنده را به هم نزدیک میکند و آن ازدواجشان است.
قمر آریان در سالهای ۱۳۲۴ یا ۱۳۲۵ در کلاسهای درس دانشکده ادبیات با عبدالحسین زرینکوب که همسن خود آریان بود آشنا شد و پس از چند سال آشنایی، در سال ۱۳۳۲ با او ازدواج کرد. سیمین دانشور نیز در سال ۱۳۲۷ در اتوبوس در حالی که از تهران راهی شیراز بود با جلال آل احمد آشنا شد و پس از دو سال با او ازدواج کرد. همسران این دو زن نویسنده، از نویسندگان بارز ایران به شمار میروند و از این رو نام آنها اغلب در کنار نام همسرانشان و تحتشعاع آنها قرار گرفته است.
با این همه زندگی علمی قمر آریان، مستقل از نام همسرش، زندگی پرباری بود.
نام گابریل گارسیا مارکز در سال ۱۹۶۷ با انتشار رمانی اعجابانگیز به نام "صد سال تنهایی" به سر زبانها افتاد. منتقدان گفتند که با این رمان در تاریخ ادبیات سبکی تازه پدید آمده که میتوان آن را "رئالیسم جادویی" خواند. این "زیباترین رمان قرن بیستم" روز سهشنبه (۶ مارس) در اینترنت انتشار یافت. این کادوی تولدی بود برای خالق رمان، که ۸۵ سال پیش در کلمبیا به دنیا آمد.
مارکز هیچوقت اصطلاح "رئالیسم جادویی" را قبول نکرد: "در داستانهای من حتی یک سطر نیست که به واقعیت متکی نباشد." او تأکید کرد که هر آنچه نوشته در زندگی شخصی، به ویژه در تجارب و مشاهدات دوران کودکی او، ریشه دارد.
گابریل گارسیا مارکز ۶ مارس ۱۹۲۷ در شهر کوچک آراکاتاکا در کرانه شمالی کلمبیا به دنیا آمد. بستگانی فقیر و ساده داشت، که با انبوهی حسرت و آرزو زندگی میکردند، و از آن بیشتر با یک دنیا رؤیا و تخیل.
مارکز هنر قصهگویی را از مادربزرگی خرافاتی آموخت که نوه دلبند خود را با داستانهای عجیب و غریب سرگرم میکرد. در این باره گفته است: "سالها بود که درباره شکل بیان صد سال تنهایی فکر کرده بودم، اما نمیتوانستم لحن داستان را پیدا کنم... پس از مدتها کندوکاو سرانجام فهمیدم که نزدیکترین سبک داستان باید همان سبک بیان مادربزرگم باشد، وقتی این پیرزن چیزهای عجیب و غریب و هیجانانگیز تعریف میکرد، لحنی کاملاً طبیعی داشت که شما بلافاصله باورش میکردید."
مارکز که شگردهای مدرن داستاننویسی را به ویژه با خواندن آثار ویلیام فالکنر و آگاتا کریستی فرا گرفته بود، با الهام از سبک روایت مادربزرگ، این هنر را به کمال رساند که دورترین تخیلات را به گونهای حقیقی بیان کند. به ندرت نویسندهای توانسته است با مهارت مارکز از مرزهای واقعیت و تخیل گذر کند و به روانی میان زمانهای گوناگون پل بزند.
من کیستم؟
مجبورم من
مجبورم بعد از عبارت قیدی، ویرگول بگذارم
مجبورم نیمفاصله را رعایت کنم
و دوست دارم یای نکره را به جای صفت، به موصوف بچسبانم
من باید فرق این " " با این « » را بدانم
باید به جای معلمین، بگویم معلمان
به جای محققین، محققان
باید بدانم که ویرگولِ بعد از موصول
همچون بنگِ بعد از باده است
لازم نیست شما اینها را بدانید
هرچه باشد، من از «اشتباه» شما زندگی میگذرانم
من
ویراستارم
هر که آمد بار خود را بست و رفت
ما همان بدبخت و خوار و بی نصیب
زآن چه حاصل ، جز دروغ و جز دروغ ؟
زین چه حاصل ، جز فریب و جز فریب ؟
باز می گویند : فردای دگر
صبر کن تا دیگری پیدا شود
کاوه ای پیدا نخواهد شد ، امید
کاشکی اسکندری پیدا شود
اخوان ثالث
صنعتگر سرمایه داری که چندی پیش از انقلاب ۱۳۵۷ یک تلویزیون مدار بسته از بریتانیا با خود به تهران آورده بود و آن را برای حفاظت از آیت الله خمینی رهبر انقلاب ایران به محل اقامت او در مدرسه رفاه برده بود، شاید باور نداشت که در اولین تابستان پس از انقلاب حکم مصادره اموالش را از رادیو بشنود.
محمد تقی برخوردار معروف به حاجی برخوردار که به دنبال برنامه صنعتی توسعه گرایش در ساخت وسایل خانگی در ایران به پدر صنایع خانگی این کشور هم لقب گرفته است، هفته گذشته در ۸۷ سالگی در ایران درگذشت.
نگاهی به کارنامه آقای برخوردار در تاسیس کارخانجات صنعتی در ایران نشان دهنده نقش او در تجهیز خانه های ایرانی به وسایل روزآمد آن دوران و تغذیه رفاهی بخشی از شهروندان ایران است که با بالا رفتن قیمت نفت و سیاست های مدرن سازی ایران در عصر محمدرضا پهلوی، آرام آرام معنای رفاه و طعم آن را می چشیدند و همزمان با مردمان دیگر جوامع توسعه یافته، به لوازم طبقه شهرنشین مجهز می شدند.
وضعیت خانوادگی و شغلی آقای برخوردار نشان دهنده حضور طبقه ای از تجار متدین ایرانی است که نسل اندر نسل بازاری و تاجر بوده اند اما بخت آن را نیافتند که در حکومت نوپای پس از انقلاب، در جوی از بی اعتمادی و سوتفاهم مسیر توسعه صنعتی ایران را ادامه دهند یا دست کم اموال و دارایی هایشان را حفظ کنند.
فقط مرور تعداد کارخانه ها و شرکت هایی که محمد تقی برخوردار در ایران تاسیس کرده بود، نشان می دهد که اگر آهنگ توسعه آن حفظ می شد یا حداقل دست حکومت و دولت از آنها کوتاه بود، شاید ایران امروز به لحاظ میزان و کیفیت تولیدات صنعتی وضعیت متفاوتی داشت.
توجه سختگیرانه به مدرک تحصیلی، ویژگی منحصر به فرد مجلس ایران در جهان است
روز شنبه (یازدهم تیر) سایت جهان نیوز به نقل از محمد کرمی راد نماینده کرمانشاه در مجلس شورای اسلامی خبر داد که برخی از نمایندگان مجلس در دانشگاه آزاد اسلامی ثبت نام کرده اند تا بتوانند پیش از فرارسیدن موعد ثبت نام برای انتخابات دور آینده مجلس (زمستان آینده) "فوق لیسانس فوری" بگیرند و واجد شرایط نامزدی در انتخابات شوند.
یک روز پس از انتشار خبر، دانشگاه آزاد اسلامی با صدور اطلاعیه ای به آن واکنش نشان داد و گوشزد کرد که گرفتن مدرک فوق لیسانس از این دانشگاه دست کم دو سال طول می کشد و در هیچ نظام آموزشی از جمله در دانشگاه آزاد، گرفتن این مدرک ظرف شش ماه امکان پذیر نیست.
بنابر تازه ترین تغییراتی که در قانون انتخابات ایران داده شده، داوطلبان نامزدی نمایندگی مجلس باید حداقل دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد (فوق لیسانس) یا معادل آن باشند، البته برای کسانی که در دوره های پیشین، سابقه نمایندگی مجلس یا دست کم شش ماه شرکت داوطلبانه در جنگ (یا اسارت یا معلولیت در جنگ) داشته باشند، مدرک کارشناسی (لیسانس) هم پذیرفته می شود.
روزي مرد كوري روي پلههاي ساختماني نشسته و كلاه و تابلويي را در كنار پايش قرار داده بود. روي تابلو خوانده ميشد: «من كور هستم، لطفاً كمك كنيد.»
روزنامهنگار خلاقي از كنار او ميگذشت؛ نگاهي به او انداخت. فقط چند سكه در داخل كلاه بود. او چند سكه داخل كلاه انداخت و بدون اينكه از مرد كور اجازه بگيرد، تابلوي او را برداشت، آن را برگرداند و اعلان ديگري روي آن نوشت و تابلو را كنار پاي او گذاشت و آنجا را ترك كرد. عصر آن روز، روزنامهنگار به آن محل برگشت و متوجه شد كه كلاه مرد كور پر از سكه و اسكناس شده است. مرد كور از صداي قدمهاي او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان كسي است كه آن تابلو را نوشته بگويد، كه بر روي آن چه نوشته است؟ روزنامهنگار جواب داد: چيز خاص و مهمي نبود، من فقط نوشته شما را به شكل ديگري نوشتم؛ لبخندي زد و به راه خود ادامه داد. مرد كور هيچوقت ندانست كه او چه نوشته است، ولي روي تابلوي او خوانده ميشد:
«امروز بهار است، ولي نميتوانم آن را ببينم !!!»
وقتي كارتان را نميتوانيد پيش ببريد، راهبرد خود را تغيير بدهيد؛ خواهيد ديد بهترينها ممكن خواهد شد؛ باور داشته باشيد هر تغيير بهترين چيز براي زندگي است.
حتي براي كوچكترين اعمالتان از دل، فكر، هوش و روحتان مايه بگذاريد؛ اين رمز موفقيت است... لبخند بزنيد!
شايد تلخ و باور نكردني باشد اما اين قانون چند ميليارد ساله طبيعت است كه موجودات زنده روي زمين بايد در تعادلي منطقي زندگي كنند و گويي انسان حدود خود را فراموش كرده و مجال را براي ساير موجودات تنگ كرده است .
شايد توسعه زندگي شهري و تكثير جمعيت انساني با قانون طبيعت در مغايرت قرار گرفته و اين نيروي شگفتانگيز طبيعت است كه براي مقابله با انسان به كار افتاده تا اشرف مخلوقات را مهار نمايد.
آنفولانزاي نوع A در مدتي كمتراز يك ماه كره خاكي را در نورديد و قربانيان فراوان گرفت و البته باز هم خواهد گرفت. خوشبختانه اين ويروس آنچنان خطرناك نیست و احتمال مرگ مبتلایان يك تا دو در صد است.
آنفولانزاي نوع ََA داراي 6 پيك است و ما در حال ورود به پيك سوم هستيم ولي همچنان كه كشورهاي مختلف درحال افزايش آمادگي براي مقابله با اين بيماري هستند ويروس آنفولانزا نيز درحال ارتقا است.
چند روزي است كه خبر شيوع نوع جديدي از ويروس آنفولانزا منتشر شده و اين بار ويروس جديد را آنفولانزاي بزي ناميدهاند.
در باره اين بيماري تا كنون اطلاع زيادي در دست نيست و شايد اين بيماري هم مثل سايرانواع آنفولانزا كشنده نباشد اما تصور كنيد روزي را كه بيماريي شايع شود كه توانايي سرايت آن به اندازه آنفولانزا بوده و قدرت كشندگي بالايي هم داشته باشد.
آيا انسان توانايي مقابله با قانون طبيعت را دارد؟
انتخاب بين بيكار شدن وقبول شرايط ناعادلانه كار و رضايت در برابر خواستههاي نادرست كارفرمايان انتخاب سختي است كه بخش بزرگي از شاغلين بخشهاي مختلف كشور با آن مواجه هستند.
اين وضعيت در درجه اول نتيجه بالا بودن نرخ بيكاري در كشور است كه اگرچه حدود 10درصد اعلام ميشود اما واقعيت اين است كه بخش زيادي از كساني كه در مراكز دولتي و حتي خصوصي كار ميكنند عملا مسئوليت چنداني برعهده ندارند و بسياري از مراكز دولتي را با نصف كارمندان فعلي هم ميتوان اداره كرد.
بنابراين طبيعي است كه كارفرمايان براي هر موقعيت شغلي با تقاضاهاي فراوان روبرو هستند و بديهي است كه در اين وضعيت كارفرما بهدنبال ارزانترين و بهترين نيروي كار است. مانع قانون كار نيز عملا با توافق طرفين دور زده ميشود.
بر اساس قانون كار همه كارگران بايد تحت پوشش بيمه تامين اجتماعي باشند اما از بازرسان سازمان تامين اجتماعي بسيار شنيدهام كه كارگران هميشه شرط كارفرما براي دروغ گفتن به بازرس سازمان را در برابر اشتغال به كار ميپذيرند و به روشهاي مختلف كارفرما را در گريز از پرداخت حق بيمه ياري ميدهند.
يكي از كارمندان سازمان تامين اجتماعي هم خاطره جالبي تعريف كرد.
مديرعامل سابق سازمان در جمع خبرنگاران از مزاياي بيمه تامين اجتماعي و اقشار جديد تحت پوشش و اين قبيل مسائل صحبت ميكرده كه با سوال خبرنگاران در مورد بيمه خودشان مواجه ميشود. ضيايي هم از شناخته شدن حرفه خبرنگاري به عنوان كار سخت و زيان آور ميگويد كه در اين بين خبرنگار باشگاه خبرنگاران كه طبق معمول از اماتورترينهاست ميگويد اگر بيمه خبرنگاران اجباري است پس چرا خبرنگاران باشگاه بيمه نيستند؟.......
فرداي آن روز معاون فني ودرآمد سازمان به شعبه 25 تهران دستور ميدهد كه از باشگاه خبرنگاران بازرسي دقيق انجام شده و اسم همه خبرنگاران در ليست بازرسي ثبت شود........
روز بعد از بازرسي همه خبرنگاراني كه اسمشان در ليست بازرسي ثبت شده به شعبه 25 تهران مراجعه ميكنند. نه براي پيگيري كارشان و دريافت دفترچه بيمه؛ براي اعتراض.
چند نفري ميگويند آمده بودند به دوستانشان سربزنند، چند تاي ديگر هم براي سوال از نحوه عضويت در باشگاه آمده بودند، بقيه هم هركدام آمدهاند تا به روشهاي مختلف ثابت كنند كه خبرنگار باشگاه نيستند........
اينها همه در انتخاب بين بيكاري و كار در شرايط غير منصفانه دومي را انتخاب كردهاند.
حكايت عجيبي است اين انتخاب آن هم براي كساني كه بايد قانون گريزيها و رفتارهاي نادرست مديران را افشا كنند.
خبرنگاري كه از حق خود به بهاي از دست ندادن شغل ميگذرد چطور ميتواند براي احقاق حق ديگران تلاش كند؟
بهرهمندي از پوشش بيمهاي حق همه شاغلين از جمله خبرنگاران است. در اين كشور چند هزار نفري خبرنگار داريم كه بناست نارساييها و مشكلات مردم را پيگيري كنند و حل مشكلات مردم را از مسئولين بخواهند. از اين جماعت چه تعداد تونستهاند حق قانوني خود را مطالبه كنند؟