تبليغاتX
پژواک - حکایت روزنامه‌نگاری به عنوان شغل
روزنامه نگاری - ارتباطات

 

  روزنامه نگاری در کشور ما حکایت غریبی دارد. گویی در این کشور شغل روزنامه‌نگاری به معنای واقعی وجود ندارد و به نظر نمی‌آید که بعد از این نیز چنین شغلی بوجود آید. تصور بخش بزرگی از جامعه از روزنامه‌نگاران این است که افرادی از سر تفنن و برای سرگرمی یا خود نمایی ویا هر چیز دیگری به این کار می‌پردازند. کمتر کسی می‌پذیرد که تعدادی از افراد این جامعه روزنامه‌نگاری را به عنوان شغل خود برگزیده‌اند و از این راه گذران زندگی می‌کنند.

    از حدود چهار ماه پیش با توافقات و تعاملات مدیر مسئول روزنامه فرهنگ آشتی با شهردار تهران این روزنامه به یکی از اقمار رسانه‌ای قالیباف تبدیل شد که نتیجه این توافق، تغییر زمینه انتشار و در نتیجه اخراج همه تحریریه این روزنامه بود. مدیر روزنامه هر تصمیمی که تشخیص دهد میتواند بگیرد و به قول معروف اختیار مال خود را دارد اما مسئله اینجاست که ما در آن زمان حدود سه ماه حقوق عقب افتاده داشتیم علاوه بر اینکه مدیریت روزنامه هیچ‌یک از اعضای تحریریه را تحت پوشش بیمه قرار نداده بود. نهایتا مدیر روزنامه این طور تصمیم گرفت که نصف طلب اعضای تحریریه را یک هفته بعد از اخراج بدهد و برای بقیه آن نیز چکی برای نیمه اول اسفند به ما دادند علاوه بر اینکه درقبال دریافت این چک ما باید دریافت تمام و کمال تمامی حقوق خود را تایید میکردیم و هیچ گونه ادعایی نداشته باشیم.

    اکنون وارد نیمه دوم اسفند شده‌ایم و حساب مدیر محترم خالی است؛ ما مانده‌ایم و چکی از موسسه مالی واعتباری انصار که مشمول مقررات بانکی هم نیست و در واقع نقد شدن آن به مرام مدیر روزنامه بستگی دارد. ما اولین گروه روزنامه‌نگاران نیستیم که به این حال و روز افتاده‌ایم و آخرین هم نخواهیم بود. گذشته از اینکه ما به طلب خود می‌رسیم یا نه سوالی که ذهن را مشغول می‌کند این است که آیا راهی برای دفاع از حقوق ما وجود دارد یا نه.

به نظر من محدودیت‌های قانونی برای روزنامه‌ها و عدم امکان گردش صحیح و آزادانه اطلاعات بزرگترین و اصلی‌ترین منشا مشکلات روزنامه‌نگاران است و تا زمانی که قانون تنها به عده خاصی اجازه دهد که با استفاده از رانتهای رسمی و غیررسمی مجوز انتشار نشریه دریافت کنند اوضاع به همین منوال خواهد بود.

در شرایط فعلی مطبوعات نمی‌توانند به کارکرد واقعی خود که همان اطلاع رسانی و شفاف سازی است عمل کنند و روزنامه‌نگاران نیز در ناامنی شغلی که امرزه جزئی از ذات کارشان شده، امکان پی‌گیری مشکلات و کاستی‌های جامعه را نخواهند داشت. کسی که توان گرفتن حق خود را نداشته باشد چگونه میتواند از حقوق دیگران دفاع کند.

کشور ما در عرصه‌های گوناگون و حوزه‌های مختلف علمی به نوعی راه رشد و ترقی را طی کرده است اگر چه سرعت پیشرفت در همه حوزه‌ها یکسان نیست ولی به هر حال روند توسعه‌ای داشته‌ایم اما با کمال تاسف در عرصه مطبوعات ما در زمره محروم‌ترین و عقب‌مانده‌ترین کشورها هستیم. آیا براستی عزمی برای تغییر وضعیت و بهبود شرایط مطبوعات وجود ندارد؟ و کشور ما باید همچنان از نظر قانون مطبوعات به تعبیر دکتر معتمدنژاد جزء کشورهای استبدادی وتابع نظام پیشگیری باشد؟              

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 16:33  توسط علی شیرزادی  |